قسمتی از متن:
گر چه شاید بتوان معادل‌های فارسی دیگر و شاید بهتری برای mindfulness یافت، اما شاید ذهن آگاهی ترجمه مناسبی برای آن باشد.
از نظر مفهومی ذهن آگاهی را می توان یکی از تعالیم آیین‌ها (به طور خاص بودایی) و شاید مذاهب ظهور یافته در شرق آسیا دانست که تاکید بر تقویت توان ذهنی و روانی انسان برای درک لحظه‌ها، پاک کردن ذهن و ایجاد آرامش درونی برای فهم دقیق جریان زندگی دارد (به قول سهراب سپهری: زندگی آبتنی کردن در حوضچه اکنون است).
از این منظر، انسان برای آرامش و دور کردن نگرانی‌ها و اضطراب‌ها لازم است تا با جریان مستمر و لحظه به لحظه زندگی رابطه ای عمیق و واقع گرایانه بر قرار کند. نمود عملی این مفهوم را برخی با تمرین‌هایی همراه با تمرکز و دقت کردن به حواس پنجگانه در درک عمیق و با آرامش لحظه‌ها و لذت‌ها توصیه می‌کنند. به طور مثال غذا خوردن آهسته و تلاش و تمرکز برای درک مزه‌ها، تمرکز بر تنفس و درک عمیق دم و باز دم، تمرکز و آرامش دوره‌ای در طی روز، یادآوری آن چیزهایی که از آن برخوردار هستیم (به تعبیری دیگر، یادآوری نعمتهایی که خداوند به ما داده است) از مصادیق تمرین‌هایی است که در این زمینه توصیه شده است.

قسمتی از متن:
بیماران مبتلا به اختلال شخصیتی مرزی (Borderline personality disorder (BPD)) در مرز روان نژندی و روان پریشی قرار دارند و مشخصهٔ آن‌ها ناپایداری حالت عاطفی، خلق، رفتار، روابط، و خودانگارهٔ آن‌هاست. این اختلال را به نام‌های شیزوفرنی موقت، شخصیت‌انگاری، اسکیزوفرنی شبه‌نوروتیک، و اختلال منش سایکوتیک نیز خوانده اند. تاکنون هیچ مطالعه‌ای انجام نشده- است که میزان قطعی شیوع این اختلال را نشان دهد. اما به نظر می‌رسد در یک تا دو درصد از جمعیت وجود داشته باشد و در زن‌ها نیز دو برابر مردها شایع است. شیوع اختلال افسردگی اساسی، اختلالات مربوط به مصرف الکل، و سوء مصرف مواد، در بستگان درجهٔ اول افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، بیشتر از جمعیت عمومی است.

فهرست:
اختلال شخصیت مرزی
تشخیص
ملاک های تشخیصی DSM-V  در مورد اختلال شخصیت مرزی
خصایص بالینی
از نگاه نظریه روان کاوی
نظریه روابط موضوعی
تشخیص
افتراقی
سیر و پیش آگهی
درمان
روان درمانی

مقدمه:
مدارس از نظر شکل ظاهری ساختار رسمی و نقش سازمانی یکسانند . اما در بررسی نزدیک تر تفاوت های عمده ای در میان مدارس وجود دارد . در مدرسه ای که مدیر و معلمان سرشار از ذوق و اشتیاق به کار مشغول اند و به کار خود احاطه کامل دارند موجب احساس اعتماد در مشاهده گر می شود .و احساس مطلوب ناشی از تجربه خوشایند با روابط صمیمانه موجود در مدرسه به دانش اموزان منتقل می شود  .اما در مدرسه ای که نا رضایتی معلمان مشهود است و روحیه توام با یاس در کل مدرسه احساس می شود و مدیر بدون تسلط بر اوضاع سعی دارد ناتوانی خود را در رهبری مدرسه زیر پوششی از اقتدار پنهان سازد و در مدرسه ای دیگر معلم و شاگرد در حال انجام تشریفاتی خالی از محتوایند ، کار ها انجام می گیرد اما رفتارهای افراد بی محتواست و به صورت عادت در آمده است .  

فهرست:
مقدمه
تاثیر جو کلاس
مقتدرانه
دموکراتیک
عدم مداخله در کارها
شاگردان رهبری مقتدر
شاگردان رهبری عدم دموکرات
شاگردان رهبری عدم مداخله
نظارت بر کلاس
موثرترین راه برای ایجاد جوی مناسب در کلاس
علل رفتار نا مطلوب
ملال
میل به توجه ،شناخته شدن و وجهه اجتماعی
تعلیم وتربیت باز نیاز به نظارت را کاهش نمی دهد
پیشنهادهایی برای حفظ کنترل در کلاس درس
در فکر ایجاد قوانینی برای کلاس باشید.
صمیمی ولی قاطع باشید
انواع شیوه‌های نفوذ را از قبل طراحی کنید.
شیوه‌های نفوذ
حمایت از تسلط بر خود
کمک‌های موقعیتی
واقعیت و ارزیابی ارزش
مجازات
امتیازی را از او بگیرید
بازداشت کنید
در برخورد با فرد مزاحم اخراج تنبیهی را نیز در نظر بگیرید
قرار ملاقاتی برای گفتگوی خصوصی تعیین کنید
از تهدید خودداری کنید
سریع العمل، با ثبات و منطقی باشید
استفاده از شیوه های تغییر رفتار را در نظر داشته باشید
وقتی کنترل  برقرار شد قدری کوتاه بیایید
نظر نیل درمورد تادیب خود
ارزش کنترل بزرگترها
کنترل مراحل انتقال
هوشیار بودن
همپوشی
تاثیر انتظارات معلم
انتظارات مثبت معلم نتایج زیررا بدنبال دارد
از نظریه تا عمل

قسمتی از متن:
افرادی که دارای تیپ شخصیتی A می باشند، بسیار رقابت جو، کمال گرا و حساس نسبت بە زمان می باشند. بە همین سبب است که معمولاً اشخاصی که دارای چنین تیپ شخصیتی می باشند، معمولاً در حال انجام کار و یا پروژه ای می باشند. گفته می شود اشخاص تیپ شخصیتی A در زمانی از زندگی خود احساس ناامنی و عقب ماندن داشته اند، بە همین سبب در همه حال در پی جبران می باشند. آنها می خواهند هرچه سریعتر بە اهداف خود برسند و پیشرفت کنند. اگر مدتی بیکار بنشینند و کاری انجام ندهند، بسیار زود احساس عذاب وجدان بە سراغ آنها می آید. بزرگترین مشکل اشخاص این گروه، داشتن استرس بیش از اندازه است. آنها معمولاً کارهای بسیاری برای انجام دادن دارند، بە همین سبب هم گاه از ترس اینکه نتوانند این کارها را بە موقع انجام دهند، دچار استرس بسیاری می شوند.
فهرست:
ویژگی های تیپ شخصیتی A
ژگی های تیپ شخصیتی B
ویژگی های تیپ شخصیتی C
ویژگی های تیپ شخصیتی D
ویژگی های تیپ شخصیتی E
ویژگی های تیپ شخصیتیF

قسمتی از متن:
بی خوابی احتمال گسترش علائم اختلال اضطراب را افزایش می دهد. علاوه بر این علائم اضطراب و افسردگی از قبیل نگرانی و وسواس فکری را می توان به بی خوابی نسبت داد. بنابراین با توجه به این رابطه دوسویه نیاز است به بررسی و توضیح در مورد این که اختلال افسردگی و اضطراب زمانی که با هم بر روی بی خوابی تاثیر می گذارند، چگونه به درمان جواب می دهند.
اولین هدف، بررسی میزان بی خوابی در بین افرادی است که تحت درمان اضطراب و افسردگی قرار گرفته اند و همچنین مقایسه بیمارانی که بی خوابی داشته اند با بیمارانی که بی خوابی نداشته اند براساس علائم اضطراب، افسردگی و ناتوانی است و این فرض در نظر گرفته شده است که بیمارانی که بی خوابی داشته اند علائم شدید تری از اضطراب و افسردگی و ناتوانی را نشان داده اند.
فهرست:
سابقه و هدف
مقدمه
مواد و روش ها
شرکت کنندگان
ابزار اندازه گیری
ارزیابی
درمان
تجزیه و تحلیل آماری
نتایج
محدودیت ها
پیشنهادات برای مطالعات بعدی در این زمینه

قسمتی از متن:
ویژگی اصلی اختلال شخصیت پارانوئید، الگوی بی اعتمادی و سوظن فراگیر به دیگران است. به طوری که انگیزه های آن ها به صورت بدخواهانه برداشت می شود. این الگو در اوایل بزرگسالی شروع می شود و در موقعیت های مختلف وجود دارد. افراد مبتلا به این اختلال تصور می کنند که دیگران آن ها را استثمار خواهند کرد، به آن ها صدمه خواهند زد، یا آن ها را فریب خواهند داد حتی اگر دلیلی برای تایید این انتظار وجود نداشته باشد.
فهرست:
اختلال شخصیت اسکیزوئید
اختلال شخصیت اسکیزوتایپی
 اختلال شخصیت ضد اجتماعی
اختلال شخصیت مرزی
اختلال شخصیت نمایشی
اختلال شخصیت خود شیفته
اختلال شخصیت دوری جو
اختلال شخصیت وابسته
اختلال شخصیت وسواسی – جبری

مقدمه

زندگی اجتماعی انسان تحت حاکمیت
قواعد و هنجارهای اجتماعی است. اگر ما از قواعدی که انواع رفتار را در زمینه‌های
معینی به عنوان رفتارهای مناسب و رفتارهای دیگری را به عنوان رفتارهای نامناسب
تعریف می‌کنند، پیروی نمی‌کردیم، فعالیتهایمان دستخوش هرج و مرج می‌گردید.

از سوی دیگر زندگی اجتماعی
انسان با پدیده‌های اجتماعی نمود می‌یابد. پدیده‌های اجتماعی در واقع واقعیت‌هایی
هستند که جزء ذاتی زندگی اجتماعی بشر می‌باشند. حال اگر برخی از این پدیده‌ها در
وضعیتی قرار گیرند که از سوی جامعه، منفی تلقی شوند، ممکن است که در حیات مطلوب
اجتماعی اثر نامناسب گذارده و یا آن را تهدید نمایند. اما باید دانست که تلقی منفی
از یک پدیده اجتماعی در همه جوامع یکسان نیست و شاید معدودی از این پدیده‌ها را
بتوان یافت که وجود آنها در تمام یا اغلب جوامع همراه با تلقی منفی باشد. همچنین
در یک جامعه خاص نیز تشخیص مثبت یا منفی بودن یک پدیده در میان گروه‌ها یا افراد
مختلف، لزوماً یکسان نمی‌باشد. در این میان تلقی رهبران سیاسی جامعه، فراتر از یک
تلقی فردی بوده و به مقدار زیادی در روند حیات جامعه تأثیر دارد.

اعتیاد
به مواد مخدر یکی از مسائل مبتلا به امروز جهان است. پدیده‌ای است که بیش از پیش
نسل امروز و فردا را تهدید به نابودی می‌کند و این امر تقریباً درد جدیدی است،
روزی نیست که سمینارها و کنفرانس‌هایی با شرکت عده‌ای صاحب نظران دنیا در زمینه‌های
جرم شناسی، روان شناسی، جامعه شناسی و

تشکیل نگردد و در پی از بین بردن این درد بی‌درمان نباشند.

آشنایی با کودکان و دانش آموزان ناشنوا و نیمه شنوا

کودکان و دانش اموزان نا شنوا اگر چه در حقیقت به خاطر نقص
شنوایی از نظر رشد کلی ( رشدهوشی ) عموما از دانش آموزان نا بینا ضعیف تر هستند ،
اما مانند آنان بسهولت قابل تشخیص و شناسایی نیستند . از جمله مشکلات اساسی آنان
در زمینه گویایی است .

اختلالات گویایی
نتیجه ای است از نقص شنوایی ، البته بجز در مواردی که اختلالی در دستگاه صوتی فرد
بوجود می آید . دانش آموزان نا شنوا نه تنها ازنظر رشد عمومی ضعیف هستند بلکه در
طول زندگی از نظر مهارت های برقراری ارتباط زبانی ، مانند درک مفاهیم و معانی
کلمات ، صحبت کردن ، خواندن و نوشتن همواره دچار اشکال عمده و کندی قابل ملاحظه ای
هستند . از آنجایی که زبان عامل مهمی است در بر قراری روابط اجتماعی و آموزش و یاد
گیری علوم مختلف ، بدیهی است که مشکل دانش آموزان نا شنوا به مراتب بیشتر از صرف
نقص حس شنوایی است . البته کودکانی که بطور موقت شنوایی خود را از دست می دهند و
یا آنانی که با استفاده از وسایل کمک شنوایی از قبیل سمعک نقص شنوایی خود را جبران
می نمایند ، چندان نیاز به معلم و آموزش وپرورش استثنایی ندارند . لازم است اولیای
چنین کودکانی به شیوه ای مطلوب راهنمایی شوند تا از مراقبت های لازم پزشکی و خدمات
سنجش شنوایی و غیره بهرمند گردند . در هر حال در کلاس درسنیز باید تسهیلات ضروری
جهت سازگاری هر چه بیشتر دانش آموز فراهم گردد . معمولا درحدود ۵ در صد از کل
کودکان سنین مدرسه رو در مقایسه با دیگر کودکان به نحوی دارای درجاتی از نارسایی
های شنوایی هستند ، از این گروه ۵ در صد ، در هر ده نفر یک یا دو نفر می بایست تحت
پوشش آموزش وپرورش استثنایی قرار گیرند . در برنامه های آموزشی وپرورشی و درمانی
دانش آموزان نا شنوا، همکاری های همه جانبه مسئولان ومتخصصان مختلف از جمله اولیاء
،پزشکان ، روانپزشکان و معلمان ویژه گفتار درمانی و . . . ضروری است .

 

آسیب شناسی اجتماعی

بدون دیدگاه

آسیب شناسی
اجتماعی چیست ؟

آسیب شناسی
اجتماعی مفهوم جدیدی است که از علوم زیستی گرفته شده و مبتنی بر تشابهی است که
دانشمندان بین بیماریهای عضوی و آسیبهای اجتماعی (کجرویها ) قائل می شوند . در
واقع ، با شکل گیری و رشد جامعه شناسی در قرن نوزدهم میلادی ، بهره گیری از علوم
مختلف برای بیان فرایند های اجتماعی نیز معمول گردید و در نتیجه بسیاری از
اصطلاحها و واژه های رایج در علوم دیگر چون زیست شناسی ، علوم پزشکی ، زمین شناسی
و مانند ان در جامعه شناسی نیز به کار گرفته شد که از جمله می توان” آسیب شناسی
اجتماعی” را نام برد .

هدفها و مقاصد
آسیب شناسی اجتماعی

هدفها و مقاصد
آسیب شناسی اجتماعی را می توان به شرح زیر طبقه بندی کرد :

۱٫ مطالعه و شناخت آسیب های اجتماعی و علل و انگیزه های پیدایی آنها ،
زیرا تشخیص درست دردها ، نخستین شرط چاره جویی و بیش از نیمی از درمان است ، درد تشخیص
نا داده را درمان نتوان کرد . بی شک هرگونه ساختن بدون شناختن ، تیر در تاریکی رها
کردن است .

۲٫ پیشگیری از وقوع انحرافات اجتماعی و جرم در جامعه به منظور بهسازی محیط
زندگی جمعی و خانوادگی . ازآنجا که پیشگیری همواره ساده تر ، علمی تر و کم هزینه
تر از درمان است ، دارای اهمیت بسیار می باشد .

۳٫ درمان کجروان اجتماعی با بکار گیری روشهای علمی و استفاده از شیوه های
مناسب برای قطع ریشه ها و انگیزه های این کجرویها .

۴٫ تداوم درمان برای پیشگیری و جلوگیری از بازگشت مجدد انحرافات اجتماعی
وم بررسی شیوه های باز پذیری اجتماعی کجروان .

در واقع ،
آسیب شناسی اجتماعی خاستگاه اختلالها ، بی نظمی ها و نا بسامانیهای اجتماعی است .
اگر در جامعه ای هنجارها مراعات نشود ، کجروی پدید می آید و رفتار آسیب می بیند .
مطالعه علمی این گونه نابسامانیها و ناسازیها را در جامعه انسانی آسیب شناسی
اجتماعی می گویند .

فرهنگ

انسانها به
کمک نیروی اندیشه ، بر خلاف دیگر جانداران خود را از تسلیم و وابستگی بی قید و شرط
به طبیعت برهانند و برای مبارزه و تسلط بر آن ، راهها و روشها ومسایلی را اختراع کنند که به مجموعه آنها
”فرهنگ ” گویند . فرهنگ مجموعه پاسخهای انسان به پرسشها و نیازهای گوناگون ناشی از
ضروریات زندگی در طبیعت و در جامعه است . تایلورفرهنگ را حاصل رفتار و کردار
انسانهایی می داند که دار جامعه زندگی می کنند . به بیان دیگر ، فرهنگ شیوه کلی
زندگی در هر جامعه است .

از آنجا که فرهنگ ،
قوام دهنده و نظام بخش کارکردها و ساختارهای اجتماعی است و رفتار هر یک از افراد جامعه از آن تاثیر می
پذیرد ، بنابراین باید با دقت مورد بررسی قرار گیرد تا از آن بتوان به تبیین رفتار
فردی و گروهی در جامعه پرداخت .

مقدمه

آسیب ناشی از خشونت شوهران از فشارهایی است که بر زنان
وارد می شود . نگاهی سریع و گذار به به تاریخ نشان دهنده عظمت آلام و مصائبی است
که به واسطه خشونت مردانه ایجاد شده است . اینگونه خشونت در جنگها ، شکنجه ها و
ارتکاب ضرب و شتم مردان در حق مردان زنان ، و کودکان نمود دارد . ضرب و شتم زنان
در عین ارزش تلقی شدن در جوامع متداولترین شکل خشونت فیزیکی ، خشونت روانی ، خشونت
اجتماعی ، خشونت اقتصادی و خشونت جنسی ، برداشتهای خشونت آمیز نسبت به زن بازتابی
است از ارزشها و عقاید اعضا اجتماع که اغلب چندین نسل را در بر می گیرد . و محصول
سنتها ، آداب و رسوم : عقاید مذهبی ، قوانین حقوقی و به عبارتی دیگر محصول فرهنگ
جامعه است . از عواملی که تبیینهای خشونت مردانه مورد توجه قرار گرفته است . اقتصاد ، مذهب ، خانواده عوامل شخصی بیولوژیکی
می باشد .

الگوهای فرهنگی تاریخی نه تنها خشونت مردان را تحریم
نکرده بلکه آن را تشویق نموده است هر چه از نظر فرهنگی خشونت پذیرفته تر باشد و
مورد تشویق قرار گیرد در نتیجه این نگرش در مردان برای اعمال خشونت تقویت می شود و
نتیجه آن اعمال خشونت توسط مردان در انواع گوناگون علیه زنان می باشد . تا زمانی
که فرهنگ جامعه تغییر نکند و نگرش مردان نسبت بر خشونت علیه زنان تغییر نکند پدیده
خشونت علیه زنان ادامه خواهد داشت .

متأسفانه در
جامعه کنونی ما هنوز خشونت علیه زنان به وسیله آداب و رسوم ، نگرشهای سنتی و
تفاسیر مذهبی توجیه می شود تا حد زیادی این واقعیت پنهان نگه داشته می شود . حتی
خود زنان نیز بر اثر فشارهای سنتی هزاران ساله این واقعیت را به عنوان سرنوشت گریز
ناپذیر خود پذیرفته اند و برای بسیاری از زنان این مسئله عادی تقلی می شود .

بنابراین در درجه اول باید فرهنگ ما تغییر کند و
بالتبع آن نگرش افراد نسبت به خشونت علیه زنان تغییر کند .

در این تحقیق به این سؤال پرداخته شده است که
نگرش مردان معلم شاغل شهر تویسرکان نسبت
به خشونت علیه زنان چگونه است ؟



بیان مسئله

پدیده خشونت علیه زنان در خانواده بخشی از مجموعه
عناصری است که در جامعه شناسی تحت عنوان رویه تاریک زندگی خانوادگی مورد بحث قرار
می گیرد . از واژه تاریک دو مفهوم مستفاد می شود . اول مجموعه عناصری نامطلوب در
این نهاد بنیادی جامعه بشری که در مقابل مزایای بی شمار خانواده قرار می گیرند و
متأسفانه آنها نیز بی شمارند ، به همین علت یک رویه سکّه درخشان خانواده را تاریک
می کنند . مواردی چون تبعیضهای ناشی از جنسیت بالحاظ کردن جنبه های فیزیولوژیک ،
بیولوژیک ، فرهنگی ، اجتماعی شامل بی مهری
، پیمان شکنی ، مشاجرات مزمن ، اعمال خشونت به طرق مختلف من جمله ضرب و شتم فیزیکی
زنان در این زمره اند . مفهوم دوم واژه تاریک در سایه قرار گرفتن و دور از دید
واقع شدن این پدیده های نامطلوب است . به طور نسبی از خانواده به عنوان حریم مقدس
و کانون گرم یاد می شود که پاسخگوی بسیاری از نیازهای اساسی بشر است و شاید به سبب
همین ویژگیها « حرمت و تقدس » جنبه های آزار دهنده آن در مقایسه با دیگر معضلات
بشری کمتر بیان شده است و در نتیجه کمتر مورد بحث قرار گرفته است .

عوامل گوناگون به خشونت علیه زنان دامن می زند .

بسیاری از بدرفتاریها نه برای مردان و نه برای زنان و
نه حتی برای قانون گذاران ، بدرفتاری محسوب نمی شود . بلکه حق مرد بر زن به حساب
می آید . از جمله اجازه کار زن و تحصیل و ازدواج بیرون رفتن از خانه و
که چنین نگرشی از عوامل موثر در گسترش بدرفتاری و خشونت علیه زنان
می باشد . چرا که بر اساس چنین نگرشی مرد حق دارد که مانع از کار تحصیل رفت و آمد
زن با سایرین شود و زن حق مخالفت با مرد را ندارد چرا که تصمیم گیرنده اصلی مرد
خانواده ا ست . هر چه او بگوید باید اجرا شود و اگر به حرفهایش گوش داده نشود و از
اوامر او سرپیچی شود مرد حق دارد اعمال خشونت کند . و هیچ کس او را از این کار منع
نمی کند چرا که از دید دیگران زن مقصر است . زن باعث عصبانیت شوهر شده و
مجازات او اشکالی ندارد . چنین نگرشی در
طی قرنها به مردان اجازه داده است که بر سونوشت زن حاکم باشند و اگر زن خلاف اراده
او رفتار کرد مستحق کتک است و باید آن را
متحمل کند و دم بر نیاورد و آبروی شوهر را حفظ کند و به حرفهای شوهر اگر چه
ظالمانه باشد گوش دهد . تقویت نگرشهای سوختن و ساختن و تقبیح مقابله زن با شرایط
تحمیلی زندگی و نافرمانی در برابر مرد باعث افزایش قدرت مرد و تشویق و تأیید او
برای اعمال خشونت می باشد که ریشه این نگرشها را باید در فرهنگ جامعه جستجو کرد .
فرهنگها از جمله عواملی هستند که در تقویت این نگرشها مؤثرند .

در این تحقیق به بررسی نگرش مردان نسبت به خشونت علیه زنان
پرداخته شده است تا مشخص شود که آیا نگرش مردان جامعه آماری ( معلمان ) نگرشی
خشونت آمیز است یا خیر . به این دلیل جامعه آماری معلمان را در نظر گرفته ایم چرا
که معلّمان قشر تحصیل کرده جامعه می باشند و انتظار می رود که نگرش آنان نسبت به
خشونت نگرشی منفی باشد یا دست کم نگرشی معتدل باشد .

دسته‌ها